تبليغاتX
مدرسه راهنمائی شهید جعفری چاورچی

با منحل شدن این مدرسه در اغاز سال تحصیلی به علت کمی دانش اموز شما می توانید مطالب ما را در وبلاگ زیر مطالعه نمائید 

    www.shmangeli.blogfa.com



+ نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 21:44 توسط الیاس ریاحی |

علل خستگی معلمان در کلاس درس

عوامل خستگی مربوط به معلم:

 

*نداشتن برنامه و طرح درس مشخص برای یک جلسه آموزشی.

*عدم هماهنگی معلمان و کادر  مدرسه در تنبیه و تشویق دانش آموزان و اینکه ممکن است از برخوردهای محبت آمیز  و یا تشویق و تنبیه و روش تدریس  معلم ، سوء استفاده کنند.

*این نگرش که ؛ بیش از اندازه فعالیت می کند و کسی قدرش را نمی داند .

* داشتن این نگرش که کار  وی مهم ، مفید و موثر نیست و نتیجه ای مشهود در دانش آموزندارد.

*داشتن این نگرش که تاثیر  کار معلم در سطح جامعه چندان مشهود نیست .

*مشکلات شخصی معلم مربوط به خارج مدرسه ، مانند  داشتن فرزند کوچک ، استراحت ناکافی ،مشکلات مادی ،مشکلات جسمی

*انتقال ناخواسته (احتمالی) مشکلات شخصی و عصبانیت ها به کلاس درس توسط معلم.

*استفاده از یک روس تدریس یکنواخت مانند روش تدریس سخنرانی صرف که دانش آموزان  به صورت کامل شنونده و منفعل خواهند بود .

* عدم استفاده از وسایل کمک آموزشی در کلاس ، پس کلاس تنوعی برای دانش آموز نخواهد داشت و ممکن است رغبتی به شنیدن سخنان معلم نداشته  و توجهی به کلاس ننمایند.

*تاکید معلم به انضباط خشک کلاسی دانش آموزان ، که ابتدا منجر به کسالت دانش آموز و سپس معلم خواهد شد.

*عدم رضایت شغلی معلم .

*حساسیت بیش از حد معلم به جنب و جوش دانش آموزان و رعایت مقررات کلاسی و درگیری های احتمالی پس ازآن.

*اختصاص اوقات کلاس به رسیدگی به درگیری ها ی خود با دانش آموزان ، و دانش آموزان با یکدیگر.

*تاکید احتمالی برخی مناطق  ، مدیران مدارس و بازرسان ، به داشتن نمرات ثبت شده بیشتر توسط معلمان در دفتر نمره ، بدون توجه به انواع شیوه های ارزشیابی و فقط تاکید بر  نمرات پرسش پای تخته .که  این سبک ارزشیابی ، به میزان زیادی از انرژی معلمان کاسته و آنان را باکمبود وقت مواجه می کند .

* و سایر عوامل

 عوامل خستگی معلم مربوط به دانش آموزان ، کلاس و محتوای دروس:

 *بی توجهی دانش آموزان به کلاس در اثر درگیری های احتمالی.

*بی توجهی دانش آموزان به تدریس معلم به دلیل امتحان یا پرسش ساعت قبل یا بعد .

*آلودگی هوای کلاس ، بیماریهای واگیردار ، گرو خاک در کلاس.

*خستگی دانش آموزان در ساعات آخر  و معلم مجبور است مکررا" توجه آنان را به کلاس و درس جلب نماید.

*خستگی دانش آموزان به دلایل متعدد مانند  مسابقات ساعات قبل، عدم استراحت و خواب کافی در منزل.

*عدم آمادگی دانش آموزان برای پاسخگویی  یا امتحان و مقاومت و چانه زنی در برابر  پرسش یا ارزشیابی معلم .

*وجود دانش آموزان بی انضباط، بی نظم، مزه پران، متلک گو، و مخل نظم کلاسی که معلم را مجبور به تذکرات مکرر خواهد کرد. گاهی علل بی نظمی در کلاس ناشی از خود دانش‌آموز است . برخی از این علت ها عبارت است از :

1 ) ناراحتی های جسمی ، روحی و روانی

 2 ) نداشتن علاقه و انگیزه 

 3 ) سر در گم بودن و بی اعتنایی به انتظارات معلم و قوانین و مقررات مدرسه و کلاس درس

 4 ) نداشتن برنا مه ی مشخص مطالعه

 5 ) کم خوابی و خستگی مفرط

 6 ) انجام ندادن تکالیف خود

 7 ) تغذیه ی نا مناسب 

 8 ) نا امیدی احتمالی به آینده 

 9 ) استقلال طلبی و مقابله با اقتدار معلم

 *جذاب نبودن محیط داخلی کلاس مانند رنگ نامناسب درب و دیوار ، نداشتن پرده های مناسب و زیبا،و سایر امکانات جزیی کلاس .

*حواس پرتی مکرر دانش آموزان در اثر سر و صدای بیرون مدرسه ، داخل سالن ، تنبیه های احتمالی در سالن و غیره که معلم را مجبور به تجمیع حواس دانش آموزان می کند .

*وجود مشکلات جدید مانند  آوردن موبایل به کلاس توسط دانش آموزان، و در نتیجه حواس پرتی آنان و تذکرات مکرر معلم و یا ایجاد سوال برای معلم که چرا  تعدادی از دانش آموزان اصلا" به سخنان معلم توجهی ندارند ؟

*نبود رغبت و انگیزه کافی دانش آموزان به درس و کتاب و تحصیل .

* درگیریها و تنبیه های احتمالی دانش آموزان در ساعات قبل و ترس از ساعت بعد .

* درگیریهای شخصی و قهر و دعوای دانش آموزان با هم در کلاس و یا حیاط و بیرون از مدرسه  و یا تنبیه و محرومیت های دسته جمعی آنان .

*جذاب نبودن محتوای مواد آموزشی و یا حجم بالای برخی کتب درسی .

*سختی برخی مواد درسی. 

عوامل خستگی معلم مربوط به مدرسه ، مدیریت ،دفتر و همکاران

 * جذاب نبودن سالن و حیاط مدرسه مانند رنگ ، فضای کافی و غیره

*نبود کارگاه و آزمایشگاه مجهز و فعال و در دسترس معلم و دانش آموز برای تنوع بخشی به روش های تدریس.

*نبود امکانات کافی کمک آموزشی که در اختیار معلم قرار بگیرد و وی را مجبور  به استفاده از روش تدریس سخنرانی صرف می کند .

*نبود مشاوره قوی برای راهنمایی دانش آموزان و حل برخی مشکلات آنان.

* وجود معاون یا مدیر بسیار سختگیر که دانش آموزان را به اعمال فشار و سختگیری عادت داده و معلم نیز در این رابطه دچار مشکل خواهد شد.

* ندادن بازخورد به معلم توسط مدیریت مدرسه  در مورد فعالیت های دلسوزانه و مشهود  وی و عدم توجه به کارهای انجام شده توسط معلم در کلاس و مدرسه.

*بی انگیزگی احتمالی مدیر مدرسه  Principalو عدم علاقه به مسئولیت خود و انتقال این بی علاقگی به معلمان .

*سخنان تکراری (احتمالی) همکاران در  اوقات زنگ تفریح در دفتر مدرسه ، آبدارخانه و سالن و گلایه از موارد مختلف و ندادن انرژی مثبت به هم  و نپرداختن به انتقال تجربه و تقویت روحیه همکاران.

*عدم پذیرایی مناسب از همکاران در زنگ تفریح ، و وجود درگیریهای احتمالی دفتر با دانش آموزان و رسیدگی به آن در زمان استراحت معلم.

*نبود کتابخانه فعال ، نبود سالن کنفرانس یا محلی که معلم برخی اوقات دانش آموزان را جهت تنوع بدانجا برده و تدریس نماید.

*عدم توجه به نوآوری و ابتکارات معلمان توسط کادر مدیریت مدرسه.

*ارزشیابی یکنواخت و برای رفع تکلیف از کلیه معلمان ، نبود تفاوت بین کارکنان معمولی و کارکنان فعال و کوشا.

*وجود برخی همکاران بی انگیزه منفی باف و آنهایی که پشت سر هم انرژی منفی(؟) به دیگران منتقل می کنند .

* وجود برخی همکاران که با فعالیت های نوآورانه و غیر سنتی  مخالفت کرده و شخص را از کار خود دلسرد می نمایند، ومدیریت نیز به تبع آنان ،بدان کارهای نوآورانه توجهی نمی کند .

*وجود کادر مدیریت خسته و بی انگیزه در مدرسه که به صورت سنتی به وضع موجود رضایت داده و در پی تحرک و نوآوری و تشویق نیستند .

*ایراد گیری بیش از حد برخی والدین به معلم ، مدیر ، معاون و کارکنان مدرسه ، که ممکن است  آنان را در انجام وظایف خود ، محتاط  کند .

* محافظه کاری بیش از حد کادر مدیریت ، که فضایی کسل کننده را در مدرسه به وجود خواهد آورد.

* عدم توجه احتمالی بازرسان ، ادارات و دوایر به فعالیت های موثر معلمان دلسوز ، نوآور و خلاق .

* وجود مدیران به نگرش مدیریت ذره بینی در مدارس و کنترل دقیق و سختگیرانه بر اعمال معلم در مدرسه.

* حاکم شدن این نگرش نادرست که : ممکن است بین افراد فعال و غیر فعال در این سازمان تفاوتی وجود ندارد !که موجب بی انگیزگی معلمان خواهد شد .www.zibaweb.com

*حاکم شدن یک فضای محافظه کاری ، انضباط خشک ، و عدم توجه به نشاط و شادابی فضای مدرسه و دانش آموزان ، وجود تذکرات مکرر  مبنی بر رعایت مقررات  و موازین انضباطی غیر ضروری دانش آموزان  و در کل اعمال فشار بر دانش آموزان که این فضای غیر شاداب ، اثر خود را بر معلمان  نیز خواهد گذاشت.

*ندادن انگیزه و انرژی به معلمان در جلسات شورای معلمان مدرسه و برگزاری آن به صورت تکراری و غیر مفید و  دعوت نکردن از کارشناسان برای ارائه روشهای جدید مقابله با خستگی معلمان و ...

 با توجه به هر کدام از بندهای بالا(در صورتیکه برای معلمان مصداق داشته باشد) پیدا کردن راهکارهای در دسترس ، ممکن است . که این کار ابتدا توسط خود همکاران و یا توسط متخصصان و کارشناسان مختلف  انجام شود .مدیران مدارس سهم به سزایی در کاهش میزان خستگی معلمان در مدرسه داشته و می توانند با ایجاد فضایی شاد و محیطی دوست داشتنی و با تاکید بر روشهای ایجاد انگیزه در همکاران ، بسیار موثر واقع شوند .

...       *****************
چند روش براي كاهش خستگي معلمان

این قسمت ازmagiran.com آورده شده است.* اولين كار پس از ورود به منزل، اين است كه به پشت دراز بكشيد وعضلات ارادي بدن را كاملاً شل كنيد. پلك ها را روي هم گذاشته وسعي كنيد به همان حالت باقي بمانيد و به چيزي فكر نكنيد.
* خستگي حنجره وگرفتگي صداي خود را نيز با دم كرده جعفري و گل گاوزبان و خوردن شلغم پخته رفع كنيد.
* خستگي كار روزانه و تنش هاي عصبي روي چشم تاثير منفي دارد. سه نوع حركت ورزشي براي رفع خستگي چشم پيشنهاد مي شود:
* نگاه كردن به بالاو پائين بدون حركت سر به تعداد ۱۰ بار.
* نگاه كردن به چپ و راست بدون حركت سر به تعداد ۱۰ بار.
* قرار دادن دست ها براي چند لحظه روي چشم و برداشتن آنها.
البته شستن چشم با چاي تازه دم شده و خيساندن يك قاشق غذاخوري برگ رازيانه در ۲۵۰ سي سي آب جوش به مدت دو ساعت و عبور دادن آن از صافي و شست وشوي چشم با آن نيز مي تواند به رفع خستگي چشم كمك كند.
* يكي از علل اصلي خستگي پس از كار روزانه، كمر درد است، براي پيشگيري از بروز كمردرد يا به حداقل رساندن آن توصيه هاي زير كمك كننده است:
* استفاده نكردن از كفش هاي تنگ و باريك.
* استفاده از صندلي دسته دار و تا حد امكان بدون چرخ و داراي ارتفاع و پهناي مناسب كه پشتي صندلي تا شانه ادامه داشته باشد.
* در كلاس درس، بايد طوري بنشينيد كه زانو بالاتر از ران قرار گيرد و از زيرپايي هم استفاده شود.
* در كلاس درس نبايد به مدت طولاني سر پا ايستاد.
* انجام دادن حركات كششي و نرمشي روزانه به مدت ۲۰ دقيقه و استفاده از فنون گوناگون ماساژ عضلات، به ويژه ماساژ اندام ها.
* براي رفع خستگي روزانه و به دست آوردن انرژي مورد نياز، بايد خواب خوبي داشته باشيد، بنابراين خوابيدن و بيدار شدن سر وقت و سر ساعت براي حفظ نظم خواب ضرورت دارد.
* خوردن غذاي سبك و قابل هضم در شب، دوش گرفتن قبل از خواب،  و خوابيدن به مدت ۷ تا ۸ ساعت در طول شبانه روز هم توصيه مي شود.
**********************

 منبع :سایت زیبا وب



+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 14:5 توسط الیاس ریاحی |

روز تاسوعا

روز نهم ماه محرم كه معروف به تاسوعا است، آخرين روزى بود كه امام حسين عليه السلام و يارانش شبانگاه آن را درك كرده بودند و اين روز به شب عاشورا پيوند خورد. بدين جهت در نزد مسلمانان و محبان اهل بيت عليهم السلام از اهميت بالايى برخوردار است . مسلمانان تاريخ ساز ايران اسلامى همچون بسياری از مسلمانان سراسر گيتی، اين روز را منتسب به غيرت ا... و ساقی دشت کربلا، حضرت ابوالفضل العباس (ع) ميدانند،  بسان روز عاشورا گرامى داشته و به سوگوارى مى پردازند.

تاسوعا بزرگداشت شهادت اسوه ايثار و ادب و دلاوري و وفا و حقگزاري عباس بن علي(ع) است و با گذشت بيش از هزار و سيصد سال ، هنوز تاريخ، روشن از كرامتهاي اوست و نام او با وفا و ادب و مردانگي همراه است.

آن سردار فداكار با لبي تشنه و جگري سوخته، پا به فرات گذاشت، امّا جوانمردي و وفايش نگذاشت كه او آب بنوشد و امام و اهل ‏بيت و كودكان تشنه كام باشند. لب تشنه از فرات بيرون آمد تا آب را به كودكان برساند.

خود از آب ننوشيد و فرات را تشنه لبهاي خويش نهاد و برگشت و دستِ عطش فرات، ديگر هرگز به دامن وفاي عباس نرسيد. اين ايثار را كجا مي‏توان يافت و اين همه فداكاري مگر در واژه ميگنجد و با كلام قابل بيان است؟

دستان ابواالفضل(ع) قلم شد و اين دستها براي آزادگان جهان علم گشت و عباس آموزگار بي بديل فتوّت و مردانگي در تاريخ شد. و چه به حق او را غيرت ا... العظميم ناميده اند.

 
در اين روز مهم ، چند رويداد سرنوشت ساز در سرزمين كربلا واقع گرديد كه به آن ها اشاره مى كنيم:
1-  ورود شمر به كربلا

شمر بن ذى الجوشن كه در دشمنى به اهل بيت عليهم السلام پيش قدم تر از ديگران بود و با حرارت ويژه اى در واقعه كربلا حضور بهم رسانيد، نامه شديد اللحن عبيدالله را در روز نهم ماه محرم به دست عمر بن سعد رسانيد و او را از منظور عبيدالله باخبر گردانيد.

پسر سعد كه نسبت به صلح با امام حسين عليه السلام خوشبين بود و در اين راه تلاش زيادى به عمل آورده بود، يك باره در برابر نامه عبيدالله قرار گرفت و راه گريزى براى خود نيافت. او على رغم ميلش يا با امام حسين عليه السلام مى بايست نبرد مى كرد و يا فرماندهى را از دست مى داد و براى هميشه از دست يابى به حكومت رى محروم مى شد.

پذيرفتن هر يك از اين دو راه براى او دشوار بود، ولى حب رياست و هواى نفس ، چنان بر وى غلبه يافته بود كه بدون در نظر گرفتن قيامت و موقعيت دينى و اجتماعى امام حسين عليه السلام و قرابت وى با پيامبر صلى الله عليه و آله ، راه نخست را انتخاب كرد و با اين نيت كه مى توان امام حسين عليه السلام را به شهادت رسانيد ولى پس از آن ، توبه كرد و در پيش ‍ گاه جدش محمد مصطفى صلى الله عليه و آله درخواست بخشش نمود؛ ولى اگر حكومت رى را از دست بدهد، هرگز به آن نخواهد رسيد، تصميم گرفت كه فرمان عبيدالله را اجرا كند و با امام حسين عليه السلام به نبرد بپردازد. به همين جهت سپاهيانش را آرايش داد و آنان را آماده حمله نمود.

 2 – امان نامه براى ابوالفضل العباس عليه السلام

شمر، كه فرمانده پيادگان قشون عمر بن سعد و از عناصر كليدى و پليد واقعه كربلا بود، در عصر روز تاسوعا، امان نامه اى از عمر بن سعد براى چهار فرزند رشيد و دلاور ام البنين عليهاالسلام يعنى عباس ، عبدالله ، جعفر و عثمان از برادران پدرى امام حسين عليه السلام آورد تا آنان را از سپاه خداجوى و حقيقت طلب امام حسين عليه السلام جدا سازد.

ام البنين ، همسر حضرت على عليه السلام داراى چهار فرزند دلاور و فداكار بود كه همگى در ركاب برادر و امامشان حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام در كربلا حاضر بودند.
حضرت عباس عليه السلام كه بزرگترين آنان است ، از شهرت به سزايى برخوردار بود. وى به خاطر جمال زيبا، قامت موزون ، دلاورى ، غيرت و شجاعت بى مانندش ، به (( قمر بنى هاشم )) معروف شده بود.

ام البنين از قبيله بنى كلاب بود كه شمر بن ذى الجوشن نيز به همين تبار انتساب پيدا مى كرد. بدين جهت در عصر تاسوعا به نزديكى خيمه گاه امام حسين عليه السلام آمد و با صداى بلند فرياد زد: خواهرزادگانم كجايند؟

امام حسين عليه السلام كه منظور شمر را دانسته بود، به برادران خود فرمود: پاسخ شمر را بدهيد. اگر چه او فاسق است و ليكن با شما قرابت و خويشى دارد.

حضرت عباس عليه السلام به همراه سه برادر خود، در نزد شمر حاضر شدند و از او پرسيدند: حاجت تو چيست؟ شمر گفت : شما خواهرزادگان منيد. بدانيد تا ساعتى ديگر شعله هاى جنگ برافروخته مى گردد و از ياران حسين بن على عليه السلام زنده نمى ماند. من براى شما امان نامه اى از عمر بن سعد آوردم. شما از اين ساعت در امان هستيد، مشروط بر اين كه دست از يارى برادرتان حسين عليه السلام برداريد و سپاهيانش را ترك كنيد.

حضرت عباس عليه السلام كه كانون وفادارى و معدن غيرت بود، بر او بانگ زد: بريده باد دست هاى تو و لعنت خدا بر تو و امان نامه ات . اى دشمن خدا، ما را دستور مى دهى كه از ياران برادر و مولايمان حسين عليه السلام دست برداريم و سر در طاعت ملعونان و فرزندان ناپاك آنان درآوريم . آيا ما را امان مى دهى ولى براى فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله امانى نيست؟

شمر از پاسخ دندان شكن فرزندان ام البنين ، خشمناك شد و به خيمه گاه خويش برگشت . هم چنين روايت شده است : در ميان سپاه عمر بن سعد، فردى بود به نام ((عبدالله بن ابى محل بن حزام )) كه برادرزاده ام البنين عليهاالسلام بود. وى هنگامى كه با خبر شد عمه زادگانش (عباس ، عبدالله ، جعفر، عثمان ) در ميان سپاهيان امام حسين عليه السلام حضور دارند، امان نامه اى از عمر بن سعد براى آنان گرفت و به واسطه غلامش ((كزمان )) براى آنان ارسال كرد. او ، فرزندان ام البنين عليهاالسلام را صدا زد و آنان را امان نامه پسر دايى شان باخبر گردانيد. حضرت عباس عليه السلام و برادرانشان به وى گفتند: به پسر دايى ما سلام برسان و بگو كه ما نيازى به امان نامه شما نيست . امان خدا، بهتر است از امان شما.

3-  فرمان حمله عمومى

عمر بن سعد، پس از دريافت نامه عبيدالله بن زياد، احساس كرد، اگر در مبارزه با امام حسين عليه السلام تعلل بورزد، موقعيت خويش را از دست خواهد داد و شمر به جاى او به فرماندهى سپاه خواهد رسيد. بدين جهت در عصر تاسوعا بدون هيچ گونه اخطار قبلى و با دست پاچگى تمام فرمان حمله عمومى به سوى خيمه هاى امام حسين عليه السلام را صادر كرد.

وى با گفتن (( يا خيل الله اركبى و بالجنة ابشرى )) تلاش ‍ نمود تا كردار خويش را بايسته جلوه دهد و روحيات متزلزل سپاهيان خويش را تقويت كند، تا مبادا در نبرد با فرزند زاده رسول خدا صلى الله عليه و آله دچار سردرگمى و سستى و پراكندگى گردند. سپاه كفر پيشه عمر بن سعد، يك پارچه به حركت درآمده و به سوى خيمه هاى امام حسين عليه السلام هجوم آوردند.

امام حسين عليه السلام در اين هنگام خيل عظيم سپاهيان دشمن را در روبروى خيمه هاى خود مشاهده نمود.

آن حضرت ، بلادرنگ برادرش عباس ين على عليه السلام را طلبيد و وى را به همراه بيست تن از ياران فداكارش چون زهير بن قين و حبيب بن مظاهر به سوى سپاه دشمن فرستاد، تا عمر بن سعد را ملاقات كرده و علت آتش افروزى هاى بى حاصل آنان را جويا گردند. حضرت عباس عليه السلام به همراه ياران امام حسين عليه السلام به سپاهيان دشمن نزديك شد و از سركردگان آنان پرسيد:

منظور شما از اين حركت بى جا و غوغاها چيست؟ آنان پاسخ دادند: از امير عبيدالله بن زياد فرمان آمده است كه بايد بر شما عرضه كنيم و آن اين است كه يا در طاعت او درآييد و با وى بيعت كنيد و يا آماده نبرد سرنوشت ساز باشيد!

حضرت عباس عليه السلام فرمود: پس قدرى تامل كنيد تا من اين گزارش را به سرورم حسين عليه السلام برسانم .

حضرت عباس عليه السلام ، پيام دشمن را به امام عليه السلام رسانيد. امام حسين عليه السلام به وى فرمود: به سوى ايشان برو و از آنان مهلت بخواه كه امشب را صبر كنند و كار نبرد را به فردا واگذار كنند. چون دوست دارم در شب آخر عمرم مقدارى بيشتر به نماز و عبادت بپردازم و خدا مى داند كه من به راز و نياز با وى و نيايش در درگاهش چه قدر علاقمندم .

حضرت عباس عليه السلام مجددا پيام امام حسين عليه السلام را به دشمن رسانيد. عمر بن سعد كه مظنون به مسامحه كارى شده بود و شمر را رقيب خود مى ديد، از درخواست امام حسين عليه السلام سرباز زد و گفت: براى حسين ، ديگر مهلتى نيست !

ليكن برخى از فرماندهان سپاه ، از جمله قيس بن اشعث و عمر بن حجاج بر او اعتراض كرده و گفتند: اگر سپاهيان كفر و شرك از ما مهلت مى خواستند، ما دريغ نمى كرديم ولى مهلت دادن به فرزند زاده رسول خدا صلى الله عليه و آله دريغ مى ورزيم؟ لازم است او را مهلت دهيد. عمر بن سعد، ناگزير درخواست امام حسين عليه السلام را پذيرفت و پيام داد كه يك شب را به شما مهلت دادم ولى بامدادان فردا اگر بر فرمان امير، سر طاعت فرود نياوريد، فيصله كار را به شمشير مى سپاريم . در اين هنگام ، آرامش نسبى حاكم گرديد و هر دو سپاه به خيمه گاه خويش برگشته و منتظر فرا رسيدن روز بعد شدند.

 


    



+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 23:11 توسط الیاس ریاحی |

ماه محرم ماه خون وقیام تسلیت باد

اس ام اس های ماه محرم ================================================== =============== قیامت بی حسین غوغا ندارد"شفاعت بی حسین معنا ندارد"حسینی باش كه در محشر نگویند"چرا پرونده ات امضاء ندارد -------------------------------- آبروی حسین به كهكشان می ارزد ، یك موی حسین بر دو جهان می ارزد ، گفتم كه بگو بهشت را قیمت چیست ، گفتا كه حسین بیش از آن می ارزد -------------------------------- ماه خون ماه اشك ماه ماتم شد ، بر دل فاطمه داغ عالم شد . فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن راستینش تسلیت عرض میكنم -------------------------------- ای وجودت عشق را معنای حسین عالمی یك قطره تو دریا حسین فرا رسیدن ماه محرم را به تمامی مسلمانان جهان تسلیت می گم -------------------------------- پرسیدم:ازحلال ماه، چراقامتت خم است؟ آهی كشیدوگفت:كه ماه محرم است.گفتم: كه چیست محرم؟باناله گفت:ماه عزای اشرف اولادآدم است -------------------------------- اردوی محرم به دلم خیمه به پا كرد دل را حرم و بارگه خون خدا كرد -------------------------------- مه جانبازی خون خدا شد جوانمردان عالم را بگویید دوباره شور عاشوار به پا شد -------------------------------- حسین میا به کوفه ، کوفه وفا ندارد ... ای به دل بسته ، قدری آهسته کن مدارا با ، زینب خسته ... یا حسین مظلوم ... -------------------------------- یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن تموم حاجتا رو همه از می گیرن بین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکه شمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عط مُشکه شبای جمعه زهرا زائر این زمینه سینه زن حسینه ، یل ام البنینه ... -------------------------------- دوست دارم هر چی دارم بدم به راه تو حسین تا که سینه خیز بیام میون بین الحرمین -------------------------------- السلام ای وادی کرببلا السلام ای سرزمین پر بلا السلام ای جلوه گاه ذوالمنن السلام ای کشته های بی کفن -------------------------------- کاش بودیم آن زمان کاری کنیم از تو و طفلان تو یاری کنیم کاش ما هم کربلایی می شدیم در رکاب تو فدایی می شدیم السلام علیک یا ابا عبدالله ... -------------------------------- كربلا لبریز عطر یاس شد. . . .نوبت جانبازی عباس شد -------------------------------- دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود دلها همه آماده ی پرواز شود با بوی محرم الحرام تو حسین ایام عزا و غصه آغاز شود -------------------------------- نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند -------------------------------- دل را اگر از حسین بگیرم چه كنم بی عشق حسین اگر بمیرم چه كنم فردا كه كسی را به كسی كاری نیست دامان حسین اگر نگیرم چه كنم -------------------------------- -------------------------------- باز محرم رسید، ماه عزای حسین سینه‌ی ما می‌شود، كرب و بلای حسین كاش كه تركم شود غفلت و جرم و گناه تا كه بگیرم صفا، من ز صفای حسین -------------------------------- فرشته‌ها از امشب صبوی غم می‌نوشن دوباره اهل جنت پیرهن سیاه می‌پوشن -------------------------------- با آب طلا نام حسین قاب کنید با نام حسین یادی از آب کنید خواهید مه سربلند و جاوید شوید تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد -------------------------------- باز محرم شدو دلها شکست از غم زینب دل زهرا شکست باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست قاسم ولیلا همه در خون شدند این چه غمی بود که دنیا شکست محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسین است -------------------------------- هر دم به گوش می رسد آوای زنگ قافله ، این قافله تا كربلا دیگر ندارد فاصله . حلول ماه محرم ، ماه پژمرده شدن گلستان فاطمه تسلیت باد . التماس دعا -------------------------------- عالم همه محو گل رخسار حسین است ، ذرات جهان درعجب از كار حسین است . دانی كه چرا خانه ی حق گشته سیه پوش ، یعنی كه خدای تو عزادار حسین است -------------------------------- عالم همه قطره و دریاست حسین ، خوبان همه بنده و مولاست حسین ، ترسم كه شفاعت كند از قاتل خویش ، از بس كه كَرَم دارد و آقاست حسین

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 0:8 توسط الیاس ریاحی |

تاریخچه بسکتبال

تاریخچه بسکتبال زادگاه بازی بسکتبال آمریکاست . این بازی در اوایل پاییز سال ۱۸۹۱ میلادی توسط شخصی به نام جیمز نای اسمیت پایه ریزی و ابداع شد . اما ، از قرن‌ها پیش در میان ساکنان نقاط مختلف قاره آمریکا ، به ویژه آمریکای مرکزی و جنوبی انواعی از بازی و مسابقه رایج بوده که کم و بیش به بسکتبال شباهت داشته‌است .

سابقه تاریخی در کشور آرژانتین ، نوعی بازی سنتی و قدیمی در میان گله دار‌ها متداول است که آن را (پاتو) (PATO) می‌نامند . در این بازی ، دو تیم سوار بر اسب در می‌دانی وسیع به تاخت و تاز می‌پردازند و هر تیم کوشش می‌کند توپی را که شش حلقه (مانند دستگیره) بر بدنه آن هست ، با پرتاب کردن و پاس دادن به یاران خودی ، به آن سوی میدان برساند و از حلقه و توری سبدی که در انتهای میدان بر روی ستونی چوبی نصب شده ، عبور دهد . این بازی تا حدی شبیه بسکتبال است اما شباهت بازی پوک تاپوک با ورزش بسکتبال بیش از پیش است . پوک تاپوک ، در میان اقوام متمدن قاره آمریکای جنوبی و مرکزی رواج بسیار داشت به ویژه اقوام مایا و تولتک (در ناحیه مکزیک کنونی) این بازی را کهن با توپ و حلقه‌های ثابت در می‌دانی وسیع انجام می‌شد ، با علاقه و هیجان زیادی برگزار می‌کردند .

تولد ورزشی به نام بسکتبال

جیمز نای اسمیت یک پزشک کانادایی بود که با ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد و تابعیت آن کشور را گرفت . در سال ۱۸۹۱ یعنی زمانی که دکتر نای اسمیت در دانشگاه ورزش اسپرینگ فیلد (واقع در ایالت ماساچوست آمریکا) درس می‌داد ، رئیس دانشگاه از او خواست ورزشی ابداع و اختراع کند که دانشجویان بتوانند در فصل زمستان در سالن به آن بپردازند تا آمادگی جسمانی خود را برای پرداختن به مسابقات  فوتبال ، هاکی و بیسبال ، در فصل بهار و تابستان حفظ کند .

دکتر نای اسمیت پس از بررسی رشته‌های موجود ورزشی ، دریافت که ورزش جدید باید :

توپ در آن نقش داشته باشد .

  • به صورت گروهی به اجرا در آید .
  • اصل رقابت در آن رعایت شود .
  • و بر مهارت استوار باشد .
  • هیچ گونه خشونتی و برخوردهای سخت بدنی مبتنی نباشد .

حاصل این افکار و اندیشه‌ها ورزشی شد به نام بسکتبال که امروزه پس از سپری شدن نزدیک به یک قرن و اندی از اختراع آن ، از پر طرفدارترین و هیجان انگیزترین رشته‌های ورزش بین المللی است . دکتر نای اسمیت در شروع کار دو سبد که مخصوص حمل میوه بود بر دیوار دو طرف سالن ورزش دانشگاه و در ارتفاعی بلندتر از قد یک انسان قد بلند نصب کرد و به دو گروه از ورزشکاران جوان دانشگاه آموزش داد که توپی را دست به دست بدهند و سعی کنند آن را به درون سبد بیندازند . در این حال ، تیم مقابل باید بکوشد که مانع از انجام این کار شود و توپ را هم از چنگ حریف بربایند و تصاحب کند. نخستین مسابقه‌ای که به این ترتیب و به صورتی تجربی ترتیب یافت میان دو تیم ۹ نفره در کالج اسپرینگ فیلد بود و اولین گل تاریخ بسکتبال را هم یکی از بازیکنان به نام «ویلیام چیلس» به سبد انداخت . بعدها شخصی به نام «فرانک ماهان» با توجه به اینکه در زبان انگلیسی سبد را بسکت (BASKET) و توپ را بال (BALL) می‌گویند ، این ورزش را بسکتبال نامید . دکتر نای اسمیت ، برای آنکه بازی بسکتبال خشن نشود ، مقررات دقیقی برای آن به وجود آورد . بعضی از مقررات اولیه بسکتبال چنین بود :

بازیکنان حق نداشتند توپ را از دست هم بربایند . بازیکنی که توپ را در اختیار داشت ، نباید با آن راه برود یا بدود . هل دادن و هر نوع خشونت ممنوع بود . فقط بازیکنانی که توپ را در اختیار نداشتند می‌توانستند به هر طرف بدوند و جا بگیرند . بازیکن توپ به دست باید توپ را به طرف یاران خود پرتاب کند و به آنها برساند .

در آغاز ، ته سبد هم بسته بود و هر بار که توپ به درون سبد می‌افتاد باید کسی به کمک نردبان توپ را از سبد بیرون بیاورد . در سال ۱۸۹۲ شخصی به نام «لئو آلن» سبد بسکتبال را که تا آن روز از ترکه چوب یا الیاف بود و به همین دلیل به زودی پاره و فرسوده می‌شد ، از سیم بافت تا استحکام بیشتری داشته باشد . دیری نگذشت که این ورزش جدید طرفداران زیادی در میان دانشجویان دانشگاه اسپرینگ فیلد و دیگر دانشگاه‌ها یافت .دکتر نای اسمیت هم مقررات و قوانین بسکتبال را کامل تر کرد و نسخه‌هایی از آن را به هر دانشگاه یا باشگاهی که علاقمند بود ارسال داشت . این مقررات در سال ۱۸۹۲ میلادی به صورت کتابچه‌ای برای استفاده عموم منتشر شد . کشور کانادا نخستین کشور خارجی بود که ورزش بسکتبال به آن راه یافت . دیگر کشور‌ها هم بتدریج و در سال‌های بعد پذیرای این ورزش جدید شدند : فرانسه در سال ۱۸۹۳ ، چین و هندوستان در سال ۱۸۹۴ ، انگلستان در سال ۱۸۹۴ ژاپن در سال ۱۹۰۰ و .. . نخستین مسابقه رسمی بسکتبال در سال ۱۸۹۶ بین دو تیم از دو دانشگاه شیکاگو و آیوا برگزار شد . نتیجه این بازی تاریخی ۱۵ بر ۱۲ به سود تیم دانشگاه شیکاگو بود . در سال ۱۹۳۰ دکتر نای اسمیت کتابی درباره خواص بسکتبال تالیف کرد تا نشان دهد که بازی بسکتبال گرچه بسیار پر تحرک است اما حتی برای سالمندان هم خطری ندارد و آسیبی متوجه اعضای حیاتی بدن (قلب و کلیه) نخواهد شد .



+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 21:48 توسط الیاس ریاحی |



+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 23:31 توسط الیاس ریاحی |

طرح‌هاي ملي در يك نگاه‌

 

طرح‌هاي ملي عنوان سه پژوهش است كه اجراي آن‌ها مطابق قانون برنامه سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي بر عهده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي قرار گرفته و در قانون برنامه چهارم بر استمرار آن تأكيد شده است. هدف اصلي اين پژوهش‌ها شناخت روند‌هاي فرهنگي در جامعه ايران است. پيمايش ملي "ارزش‌ها و نگرش‌هاي ايرانيان"، پيمايش ملي "رفتارهاي فرهنگي ايرانيان" و طرح جامع آمارگيري "فضاهاي فرهنگي ايران" عنوان اين سه پژوهش است. بعدها پيمايش ملي "تحولات فرهنگي ايرانيان" نيز به اين مجموعه اضافه شد.

يافته‌هاي طرح‌هاي ملي نشان مي‌دهند كه مردم در باره خود، جامعه و آينده آن چگونه مي‌انديشند، چه آرزوهايي دارند و تا چه حد از زندگي فردي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي خود رضايت دارند (پيمايش ارزش‌ها و نگرش‌هاي ايرانيان)، ميزان و نحوه استفاده از كالاها و خدمات فرهنگي در بين گروه‌هاي مختلف اجتماعي (اعم از گروه‌هاي سني، جنسيتي، قوميتي، مراتب مختلف پايگاه اجتماعي و...) چگونه است (پيمايش رفتارهاي فرهنگي ايرانيان)، و امكانات فرهنگي كشور شامل امكانات كالبدي، تجهيزات فيزيكي، نيروي انساني و نيز ميزان استفاده از فضاها و امكانات در چه وضعيتي قرار دارند (فضاهاي فرهنگي ايران).

از آنجايي كه يكي از اهداف طرح‌هاي ملي شناخت روندها و تحولات فرهنگي و اجتماعي است، تكرار پژوهش‌ها در مقاطع زماني معين مورد تأكيد قرار گرفته است تا امكان شناخت تغييرات فرهنگي در طول زمان مهيا ‌شود.

اين نوع پژوهش‌ها چندين دهه است كه در كشورهاي ديگر انجام مي‌شود ولي در ايران اين مطالعات پيشينه چنداني ندارند و تعداد آنها بيش از يكي دو مورد نيست و آنها نيز به دليل عدم استمرار قادر به ترسيم روندها نيستند.در جامعه‌اي چون ايران كه شتاب تغييرات در آن بسيار است، و چهره جامعه به سرعت دگرگون مي‌شود، چنين مطالعاتي از اهميت بيشتري برخوردار است. نبود اين نوع مطالعات موجب شده جامعه از گذشته خود تصوير پژوهشي نداشته باشد. در اين شرايط، خاطرات و تجربيات شخصي جايگزين اين تصوير پژوهشي شده‌اند كه به دلايل مختلف از اعتبار علمي برخوردار نيستند.

در باره اين طرح‌ها به چند نكته اشاره مي‌شود:

1- هدف طرح‌هاي ملي كه از نوع پيمايش‌هاي عمومي است، شناخت وضعيت عمومي نگرش‌ها و رفتارهاي جامعه است. اين نوع مطالعات شناخت وسيع، تعميمي و پهنانگر از وجوه مختلف اجتماعي و فرهنگي به دست مي‌دهد. اين نوع مطالعات هم با مطالعات مبتني بر روش‌هاي كيفي و هم با مطالعات پيمايشي كه بر يك موضوع متمركز است و اغلب از نظريه خاصي تبعيت مي‌كند، تفاوت دارد. پيمايش‌هاي عمومي به چندين موضوع مي‌پردازد و از نظريه‌اي خاص تبعيت نمي‌كند.

2- در كشور ما پژوهش به ويژه پژوهش‌هاي اجتماعي و فرهنگي هنوز اعتبار لازم را نزد مديران جامعه به دست نياورده است. حتي نزد همكاران پژوهشي با سليقه متفاوت روش‌شناختي نيز از كارايي لازم برخوردار نيست. طبيعي است در اين شرايط اعتبار بخشيدن به پژوهش تنها با اتكاء به دقت‌هاي روش‌شناختي ميسر نيست، گرچه وجود آن شرط لازم اعتبار بخشيدن به كار است. با توجه به اين كه يافته‌هاي پيمايش‌ها مي‌تواند در سياست‌گذاري دستگاه‌هاي مختلف فرهنگي و اجرايي مورد استفاده قرار گيرد، ايجاد اعتماد در بين استفاده كنندگان بايد جزيي از روش اعتبار بخشي باشد. راه ايجاد اعتماد جز از طريق مشاركت نيست. از اين رو، تلاش شد تا در سازمان اجرايي و مراحل انجام تحقيق از مشاركت فعال كارشناسان دستگاه‌هاي مختلف و جامعه علمي بهره گرفته شود.

3- اهميت نهايي پيمايش‌هاي عمومي در شناخت روندهاي اجتماعي و فرهنگي است. بر اين اساس، به وجوه بنيادي و پايدار و نه وجوه روزمره و گذرا پرداخته شده است. از اين منظر، بين پيمايش عمومي و نظرسنجي تفاوت گذاشته شده است.

سياست‌هاي كلان طرح‌ها در اين شماره نشريه بطور مستقل بيان شده است و در اينجا از اشاره به آن مي‌گذرم. اجراي پيمايش‌هاي عمومي آثار بسياري داشت كه به مهم‌ترين آنها اشاره مي‌كنم و شرح تفصيلي آن را در همين شماره مشاهده مي‌كنيد.

1- شايد براي نخستين بار باشد كه تحقيقات اجتماعي به صورت مشاركتي و با نظم زماني معين صورت مي‌گيرد. اين روش، مي‌تواند به عنوان يكي از روش‌هاي مهم در سياست‌گذاري و مديريت تحقيقات مورد توجه قرار گيرد.

2- نتايج تحقيقات وتحليل‌هاي ارائه شده در بيش از 200 عنوان كتاب منتشر شده‌اند. روال معمول مديريت پژوهشي در كشور چنين است كه بيش از هر چيز توجه خود را به مرحلهِ تدوين طرح تفصيلي متمركز مي‌كند و كمترين ميزان توجه را به بخش انتهايي تحقيق دارد. معمولاً بعد از انجام تحقيقات كار خاتمه يافته تلقي مي‌شود و گزارش تحقيقات در چند نسخه محدود تكثير مي‌شود. اين امر تحقيق را از حوزه عمومي دور مي‌كند و امكان ارزيابي آن را محدود مي‌كند. انتشار نتايج در قالب كتاب تحقيق را در دسترس افراد بيشتري قرار مي‌دهد و از اين طريق امكان ارزيابي، نقادي و اصلاح آن را ممكن مي‌سازد.

3- نبود پيشينه كافي در اجراي پيمايش‌هاي عمومي در كشور ايجاب مي‌كند كه تجربه موجود در اختيار ديگران قرار گيرد تا امكان انباشت دانش و تجربه فراهم شود. معمولاً در باره نحوهِ انجام تحقيق در مراحل مختلف گزارشي منتشر نمي‌شود و اين خود كار ارزيابي را دشوار مي‌كند. به همين منظور، در طرح‌هاي ملي مجموعه اقدامات و تصميمات پژوهشي، مستندسازي شد و نتايج آن در قالب گزارش‌هاي فني منتشر شدند. علاوه بر اين، مجموعه‌اي از متون و فيلم‌هاي آموزشي نيز تهيه شد كه در اختيار عموم است. تمام اين‌ها امكان ارزيابي و نقد طرح‌هاي ملي را ميسر مي‌سازد.

4- يكي از مشكلات اجراي پيمايش‌هاي عمومي كمبود نيروي انساني ماهر و توانا (اعم از مجري، سرپرسشگر، پرسشگر و مانند آن) در مراحل مختلف است. اين مشكل هنگامي كه به سطح شهرهاي كوچك و روستاها نزديك مي‌شويم، بيشتر مشهود است. در عين حال، بكارگيري نيروي ثابت براي منطقه با توجه به تكرار تحقيق در مقاطع زماني يك يا دو ساله توجيه اقتصادي نداشت. از اين رو، در هر استان از يك محقق دانشگاهي و داراي تجربه در انجام پيمايش دعوت به همكاري شد و سازمان پرسشگران منطقه زيرنظر مجري تشكيل شد. براي آن كه اين سازمان ثبات نسبي داشته باشد، كليه پيمايش‌ها از طريق اين سازمان انجام شد. از طرف ديگر، با معرفي اين سازمان به دستگاه‌هايي كه قصد انجام پيمايش داشتند، تداوم آن بيشتر تضمين شد. در نتيجه اجراي چند باره پيمايش و نيز انجام آموزش‌هاي استاندارد از طريق فيلم‌هاي آموزشي به تدريج سازمان انساني آموزش‌ديده و مجربي در زمينه پيمايش شكل گرفت كه اكنون به عنوان مهم‌ترين سرمايه اجتماعي و فرهنگي در تحقيقات اجتماعي به شمار مي‌رود.

اين سياست‌ها در كنار اقداماتي كه در همين شماره از آن سخن رفته است موجب شد طرح‌هاي ملي با دقت علمي شايسته پيش رود و به عنوان مهم‌ترين تجربه كشور در زمينه تحقيقات اجتماعي شناخته ‌شود. كاري كه بيش از هر چيز مرهون روش جمعي و مشاركتي در انجام تحقيق است.         منبع سایت پژوهش




+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 8:17 توسط الیاس ریاحی |

عید قربان مبارک



+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 22:2 توسط الیاس ریاحی |

Click to view full size image

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 22:12 توسط الیاس ریاحی |

بزرگترین عید بشر

 

حضرت امام (قدس سره)بزرگترین عید بشریت را روز ظهور منجی آخر الزمان دانسته وفرمودند:

قضیه غیبت حضرت صاحب قضیه مهمی است که به ما مسائلی میفهماند،منجمله اینکه برای یک همچو کار بزرگی که در تمام دنیا عدالت به معنای واقعی اجرا بشود در تمام بشر نبوده کسی الامهدی موعود سلام الله
علیه که خدای تبارک وتعالی او را ذخیره کرده است برای بشر،هر یک از انبیاء که آمدند،برای اجرای عدالت آمدند ومقصدشان هم این بود که اجرای عدالت را در همه عالم بکنندلکن موفق نشدند.

  حتی رسول ختمی (ص)،که باز در زمان خودشان موفق نشدند به این معنا،وآنکسی که به این معنا موفق خواهدشد وعدالت را در تمام دنیا اجرا خواهد کرد ،نه آن هم این عدالتی که مردم عادی میفهمند که فقط قضیه عدالت در زمین برای رفاه مردم باشد بلکه عدالت در تمام مراتب انسانیت ....

اگر عید ولایت حضرت رسول(ص)بزرگترین عید است برای مسلمین از اینکه به توسعه آن چیزهایی که میخواست توسعه بدهد نشد،چون حضرت صاحب (عج)این معنی را اجرا خواهد کرد ودر تمام عالم،زمین پر
از عدل وداد خواهد کردبه همه مراتب عدالت،به همه مراتب دادخواهی،....


 



+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 21:44 توسط الیاس ریاحی |

درباره ی ما


منوی اصلی

پیوند های روزانه

آرشیو

موضوعات وبلاگ

پیوند های وبلاگ

ابزار

RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM
java script by:HGS.BLOGFA.COM

جستجوگر

java script by:HGS.BLOGFA.COM